سيد جعفر سجادى

1334

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

علم فعلى است و همه موجودات و جهان وجود عبارت از يك اضافه است و يك اشراق و تابش است . جهان همه تابش حق است و همه يك نور است رجوع شود به شرح حكمة الاشراق قطب الدين شيرازى ص 357 ) عِلمِ حَقيقت - ( اصطلاح عرفانى ) عبارت از علم لدنى ربانى است كه سالكان راه را حاصل شود و ويژه اولياء الله است . جنيد را پرسيدند كه علم حقيقت چيست ؟ گفت آن علمى است لدنى ربانى ، صفت بشده ، حقيقت بمانده ، حال عارف همين است ، صفت شده ، حقيقت بمانده ، نيست عشق لا يزالى در آن دل هيچ كار * كو هنوز اندر صفات خويش ماندست استوار اول ، علم حقيقت است و برتر از آن عين حقيقت است و وراء آن حق حقيقت است علم حقيقت معرفت است ، و عين حقيقت وجود است ، حق حقيقت فناء است ، « علم الحقيقة ما انت له عند الحق ، عين الحقيقة ما انت به من الحق ، حق الحقيقة اضمحلالك فى الحق » معرفت شناخت است و وجود يافت است و از شناخت تا بيافت هزار وادى بيش است . از يافت الله نور ايمان آيد ، نه بنور ايمان عِلمِ خاصّ - ( اصطلاح عرفانى ) رجوع بعلم شود . عِلمِ خَواطِر - ( اصطلاح عرفانى ) رجوع به خاطر شود . عِلمِ دُنيا - جابر بن حيان در تعريف علم دنيا گويد عبارت از علم بجلب منفعت و دفع مضار قبل از مرگ است ( از رسائل جابر ص 102 ) . عِلمِ دُنيوى - ( اصطلاح عرفانى ) رجوع بعلم شود . عِلمِ دِراسَت - ( اصطلاح عرفانى ) علم دراست علمى است كه تا اول آن را نخواند نداند و عمل كردن نتواند و علم دراست مقدمه عمل بود و علم وراثت نتيجهء آن ( از مصباح ص 42 ) . عِلمِ دين - ( اصطلاح عرفانى ) در رسائل جابر تعريف علم دين چنين شده است و علم دين عبارت از شناختن راه و طريق و به كار بردن امور است براى انتفاع بعد از مرگ ( از رسائل جابر ص 101 ) . عِلمِ رُبُوبى - ( فلسفى ) . رجوع شود به علم الهى و ( دانشنامهء علائى بخش الهيات ص 8 ) عِلمِ رُسوم - ( اصطلاح عرفانى ) علوم رسمى مقالى است در مقابل علوم حالى و يافتى در علم رسوم گرو مانده * نشكسته ز پاى خود اين كنده تا چند زنى ز رياضى لاف * تا كى افتى بهزار گزاف عِلمِ رِوايَت - ( اصطلاح عرفانى ) مراد علوم شريعت است : ابو بكر بن ابى سعدان گويد : « من عمل بعلم الرواية ، ورث علم الدراية و من عمل بعلم الدراية ورث علم الرعاية و هدى الى سبيل الحق » ( طبقات ص 421 ) .